Afghan News , Video , life TV , Images , Mp3 Music , Chat room , Needs , History , Sports , Games , Intertamets , Shows , Friends , Love , Maps & and meny more information about Afghan refugee live in Athens Greece

 

 
afghan
  earth earth  
!! هدف ما از را اندازي اين سايت داشتن يگ پل ارتباطي و بالا بردن سطح آگاهي بين جوانان فارسي زبان در سرتاسر جهان است . سايت افغانستان باشما ، از شما ودر خدمت شماست !!
   
 
 
  توجه  !! شما هم میتوانید نوشته های خودرا ازطریق این سایت در اخطیار دیگران قرادهید بامادر ارتباط شوید  
3 4

بامیانخاطراتجهانی شدندر آخرتحضرت محمددروطنمهاجرت
حضرت زهراشفاعتخمسوحدتعقل ودینصفات رهبریعبورروزه

c2   c1
   
 
  • صفحه 1
  • صفحه 2
  • صفحه 3
  • صفحه 4
  • صفحه 5
  • صفحه 6
  • صفحه 7
  • صفحه 8
  • صفحه 9
  • صفحه 10
  • صفحه 11
  • صفحه 12
  • نقطه نظرهاي خوانده ها

 

 

رمز پيروزي پيامبر اعظم (ص)

                                           

                                                      قاسم علي رحماني

چكيده:

علت گسترش اسلام بعنوان دين جامع و مكتب رهاي بخش انسان چند چيز است:

1ـ اسلام دين فطري است كه با خواسته هاي اساسي انسان چون؛« عرفان، آزادي و عدالت خواهي » مطابقت دارد و هريك تحولات عميقي در جامعه بشري ايجاد كرده است.

2ـ اصل مقاومت و پايداري و رهبري سالم و قاطع پيامبر اعظم(ص) زمينه را براي پذيرش اسلام فراهم كرد و مردم را از چنگال ظلم و بد بختي ها نجات بخشيد.

3ـ اخلاق و عمل پيامبر اعظم (ص) و تربيت افراد خود ساخته و شخصيت هاي عالي و بي نظيري همچون مجاهدين صدر اسلام از يكسو و برجاي گذاشتن علائم و نشانه هاي رهبري سالم از سوي ديگر، اسلام را بعنوان تنها مكتب رهاي بخش انسان و براي جامعه‌ي بشري معرفي كرد و اذعان نمود كه آينده جهان و حكومت در آن از آن اسلام و پا برهنگان و بندگان صالح خداوند است كه روزي زمين را پر از عدل دادخواهند كرد.

 اسلام و خواسته هاي اساسي انسان

اسلام تنها مكتب رهايي بخش انسان و ايدئولوژي جهان شمول بشريت است كه از طرف خداوند توسط آخرين پيامبر و رسول گرامي اسلام، محمد مصطفي(ص) براي هدايت و تكامل انسان و بشريت از آغاز تا پايان تاريخ فرستاده شد.

از كلام خداوند نيز چنين استفاده مي شود كه هدف از خلقت، كمال انسان بر اساس اسلام است « انّ الدّين عند الله الاسلام ـ فطرة الله التي فطر الناس عليها (1)

 پيامبر اعظم (ص) نيز خود را در ادامه‌ي كار انبياء و فرستادگان الهي چنين معرفي مي‌نمايد:

«انّي بعثتُ لاُتَمِّم مكارم الاخلاقً » (2) من براي ادامه رسالت و تكميل كار و مكارم اخلاق بشر برانگيخته شدم.

مباني اعتقادي و اصول خلل ناپذير اسلام كه همچون اصول رياضي و قواعد مستحكم هندسي مي‌ماند، پس از بعثت و برانگيخته‌شدن رسول‌گرامي اسلام، در « مكه‌ي معظمه » ريخته شد و بناي عظيم و شكوه‌مند اسلام تهداب گذاري گرديد. استقامت پيامبر اعظم و مقاومت بي‌نظير ياران و نخستين پيروان آن حضرت، همچون علي بن ابي طالب(ع)، خديجه كبري(س)، ياسر، بلال، سميه و... كاملاً مؤثر بود و دستور خداوند در آيه‌ي « فاستقم كما امرت » نيز در همين رابطه نازل شد تا مبادا سستي و رخوت در عزم و اراده‌ي ياران پيامبر رخنه نمايد وياس و نااميدي بر آنان چيره گردد. با نازل شدن دستور استقامت، صبر و پايداري پيامبر و يارانش چندين برابر شد و اميدواري توأم با اخلاق و عمل و رهبري الهي به بار و ثمر نشست. 

سپس عقائد و فرهنگ اسلامي به سرعت، سرتاسر « جزيرة العرب » و اطراف آن را فرا گرفت و با افكار و عقايد خرافي‌آن زمان، همچون‌زرتشت، ماني، مزدك و مسيحيت درگير شد و تمام اديان رقيب و مكاتب اجتماعي معاصر را به زانو در آورد و شعار توحيد و يكتاپرستي « قولوا لا اله الّا الله تفلحون » و آوازه‌ي توفنده‌ي عدل و دادگستر اجتماعي تمام گيتي را در نور ديد.

مردم زجرديده، دهن به دهن و سينه به سينه و نسل اندر نسل، آهسته با همديگر نجواگونه گفتگو مي‌كردند كه چنين فكر و مذهبي ظهور كرده است. از آن توفنده‌تر، جوش و خروش آزادگي و آزادي خواهي انبوه بردگان و اسير شدگان استبداد، استعمار و استكبار افسانه‌اي آن زمان بود كه به اقصي نقاط عالم نفوذ كرد و زمينه را براي گسترش اسلام فراهم نمود(2) و خواب را حت از چشم دشمنان عدالت و آزادي برآشفت و تا اعماق قلب و جان انسانهاي تشنه‌اي عدالت و آزادي نفوذ كرد و شلاق خوردگان ن ظلم و ستم را بيدار كرد و به آينده ايمان و اميدواري بخشيد و مهمتر از همه انقلاب و نگريش عميق فكري و تحولات معجزه آساي اجتماعي به وجود آورد كه تا پايان تاريخ موج گونه به پيش خواهد رفت.

  تعاملات فرهنگي انسان و ناسپاسي اروپا و غرب

ظهور دين اسلام و بعثت پيامبر اعظم (ص) از اساسي ترين نياز زمان و خواسته هاي انسان بود كه در آن وضعيت اسف بار تاريخ و جامعه‌ي بشري ظهور كرد. با اينكه از نظر رشد و تكامل انسان و جامعه‌ي بشري نيز، همين سرزمينهاي عربي، شامات، شبه قاره‌ي هند، چين و فلات ايران باستان نقش داشته است و به طور كلي « شرق » همانگونه كه خواستگاه خورشيد و مكان نور افشاني آفتاب است جايگاه ظهور و هبوط آدم تا خاتم نيز در همين سرزمين و مكانهاي مقدس بوده است تا انسان و جامعه‌ي بشري را به سوي كمال سعادت و خداپرستي هدايت و رهبري نمايند.



 ادامه درصفحه  بعد

مكه و مدينه، شامات و يمن از بهترين موقعيت جغرافيايي جهان و رشد فرهنگ و تمدن انسان، به حساب مي آيد كه همواره نور علم و درخشش دانش بشري از همين مكانهاي مقدس، به جاهاي ديگر سرازير شده و بازتاب قوي و نيرومندي يافته است.

 اگر موسي و مسيح است از همين سرزمينها برخاسته اند و اگر محمد (ص) و مكتب رهايي بخش اسلام است، نيز از همين سرزمين گسترش يافته و تمام جهان را فرا گرفته است و تا روز موعود و قيام قيامت ماندگار خواهد شد.(3)

اگر رسالت عالمي و دين جهان شمول اسلام در آن زمان، در جزيرة العرب ظهور نمي كرد واقعيت جهاني به همانگونه كه بود تغيير و تحولي پيدا نمي كرد، قطعاً كاروان علم و تمدن بزرگ انسان و جامعه ي بشري به اين صورتي كه هست اتفاق نمي افتاد. علي رغم انحطات فرهنگي و كمبود معارف ديني و ضعف و كاستي هاي فراوان مذهبي به اين مرحله از علم و دانش صنعتي و فن‌آوريهاي نوين و شگفت انگيز جديد كه جهان را تبديل به « دهكده‌ي كوچك جهاني » نموده است نمي رسيد.(4)

گرچه وضعيت اسفبار و ناهنجاري هاي كه در « جزيرة العرب » و اطراف و نواحي آن حكمفرما بود؛ باز هم به خاطر سابقه‌ي علم و تمدن كهن انساني در « شرق » و رشد و تكامل جامعه‌ي بشري در اين سرزمينهاي شرقي به معني عام كه شامل آسيا و آفريقا نيز مي شود، ازهرجاي ديگردر « اروپا و غرب » به معني عام آن كه آمريكا و جاهاي ديگر را نيز در بر مي گيرد، بهتر و مناسب تر ازهرجاي دنيا در جهان آن روز بود كه مكتب فكري اسلام از آن سرزمين هاي مقدس طلوع كرد. پرچم توحيد از آنجا به اهتزازدرآمد و شرق و غرب عالم را فرا گرفت و دنيا را به نور علم و معرفت الهي روشن ساخت و اگر نه غرب در همان تاريكي هاي بدتر از قرون وسطايي تا ابد پوسيده ومرده بود. (5)

    اوضاع عمومي جزيرة العرب

براي درك مطلب و تصوير بهتر از وضعيت كل مجامع بشري اگر به قرآن و كتب آسماني تورات و انجيل، مراجعه كنيم و دو دسته صفات و گرايش مادي و معنوي انسان را مد نظر قرار بدهيم و اوصاف ظلوم، جهول و عجول از يك طرف و تعهد و تقوي و مسئوليت انسان در برابر خدا از سوي ديگر را به دقت مطالعه كنيم به خوبي متوجه خواهيم شد كه چرا آدميزاد و كساني كه به موقعيت و مقامي دست مي يابند اكثريت مطلق آنان دچار لغزش و فراموشي از حال ديگران مي شوند و به تمام تعهدات و ارزشهاي اخلاقي و معنوي خود پشت مي كنند و در منجلاب خودخواهي و خود محوري مطلق غرق مي شوند و كمر به قتل پيامبران الهي و محو و نابودي اخلاق و ارزشهاي معنوي مي بندند.

اما خداوند علي رغم همه‌ي موانع و مشكلاتي كه « برجستگان » هر قوم و قبيله‌اي براي مردم تحت ستم و سلطه‌ي خود خلق مي كنند و در مقياس جهاني دست به جنايت بشري ميزنند، سرانجام همه‌ي آنان را از أريكه‌ي قدرت پايين، كشيده و در « موقف حساب » به سزاي اعمالشان خواهند رسيد. آن روزي است كه موي از ماست جدا خواهد شد و هيچ كسي قدرت و توان فرار از آن را نخواهد داشت، ولي زودتر از آن با ظاهر نمودن دينش توسط پيامبراني آسماني جامعه بشري را به سوي كسب كمال و اخلاق، علم و ايمان، ترقي و تعهد انساني هدايت خواهد كرد و توده هاي مردم با دو بال علم و ايمان تمام زمامداران خودسر و ظالمان و ستم پيشگان تاريخ را به پاي ميز محاكمه و اجراي عدالت خواهند كشاند.

 اين قانون تاريخ و سنت تبديل ناپذير آفرينش و خداوند است كه توسط پيامبران و مجاهدان و مردم با ايمان در دنيا و در روي همين زمين اجرا خواهد شد و آن وقت و آن زمان دير نيست بلكه با الگو قرار دادن اسلام و قرآن و ايمان و اطاعت از پيامبر اعظم و جانشينان او نزديك است. «محمد رسول الله و الذين معه اشداء علي الكفار رحماءُ بينهم »(6)

اوضاع عمومي جزيرة العرب و ظهور پيامبر و دين اسلام، به عنوان آخرين مكتب رهايي بخش و هدايت كننده‌ي بشر در همين معني قابل فهم و تفسير است كه هر كس آن را به خوبي مي‌داند. در دنياي امروز و فرداي تاريخ نيز قابل تطبيق و پيش بيني است كه ما آن را براي تمثيل و تصوير بهتر از گذشته و اوضاع جاري در امروز يادآور مي‌شويم:

مردم در « جزيرة العرب » آن زمان، از خود شخصيت مستقل و راي و اراده‌ي فردي نداشتند، تنها قوم و قبيله و قدرت خان هر طايفه بود كه از خود جايگاه مشخص اجتماعي داشت و موقعيت رئيس قبيله را در ميان مردم و ساير طوايف و قبايل عرب، معين مي‌كرد.

طبق همين مقررات و قوانين نانوشته، عمل مي‌شد و هر كس از احترام و منافع خاصي برخوردار بود و واسطه ها و دلالها و زير دستان نيز به همين تناسب هر چه خود را به رئيس و سران قبايل نزديكتر مي نمود از مواهب و در آمدهاي بيشتري برخوردار مي شدند و مردم همواره در پاي بتهاي ساختگي و خدايان دروغين « زر و زور » براي استحكام موقعيت و منافع شخص رئيس قبيله قرباني بودند.

 


ادامه درصفحه بعد

هر طايفه‌اي به تناسب قدرت و موقعيت رئيس آن، خدا و بت بزرگتر و كنيزان و بردگان بيشتر و گله و ثروتهاي فراوان تر و قهراً دسته‌ها و گروههاي راهزن و قهرمانان و پهلوانان شمشير زن و چابك دستي زيادي در اختيار داشتند و به جزء، ماه‌هاي « حرام » هميشه در جنگ و جدال احمقانه بر سر غارت و چپاول همديگر به سر مي بردند و از هيچ ظلم و جنايتي شرم نداشتند. 

در « حجاز » دختران معصوم و بي گناهي را كه در خانه‌ي بزرگان صاحب نام قبيله، به دنيا مي‌آمدند مايه‌ي شرم و خجلت دانسته، زنده زنده به گور مي‌كردند. در يثرب، دو طايفه بزرگ«اوس وخزرج» سالها به خون همديگر تشنه بودند و در جهان آن روز دو ابر قدرت بزرگ و امپراطور مقتدر « رم و ايران » در جنگ و لشكركشي هاي عظيم و دائم، براي تصاحب سرزمين هاي بيشتر و در كمين يكديگر به سر مي بردند. از طرف ديگر براي وقت گذراني و تفريح گاه هاي خصوصي خود، بردگان و اسيران جنگي را به جان هم مي انداختند و از كشتن و كشته شدن آنها به دست همديگر لذت مي بردند و جام عيش و شراب مست كننده مي نوشيدند و « قاه قاه » خنده هاي مستانه سر مي دادند.

ظلم و بي بند و باري و جنايت را به جايي رسانده بودند كه خود را صاحب و مالك مردم مي دانستند و چنين باور و اعتقادي را به آنان تزريق نموده و توجيه قانوني مي كردند. توده هاي وسيع مردم را زير بار و سلطه‌ي استبدادي خويش كشيده با تهديد و تطميع و تحميق، تا دم مرگ از آنها كار مي كشيدند و استثمار مي كردند تا جايي كه آنها زير بار شلاق ستم جان مي باختند و يا در بازار گرم و پر رونق برده فروشي مي فروختند و بعداً كه كار فروش و تجارت برده‌داري رونق بيشتري پيدا كرده بود، با هر وسيله‌ي ممكن، مستضعفان مظلوم را در مزارع شخصي خود مي بردند و سپس با كشتي از آسيا و آفريقا، به غرب و اروپا برده مي‌فروختند و سود و استفاده‌هاي كلاني به جيب مي زدند و خزانه‌ها را پر مي كردند.

 تنها چيزي كه در آن زمان ارزش نداشت انسان و بشريت آن روز بود. در چنين شرايط و وضعيت ناهنجار عمومي كه انسان و بشريت بي جان و رمق شده‌ي آن زمان آخرين نفسهاي زنده ماندن را مي كشيدند و منتظر مسيح و موسي ديگر بودند كه يك باره افق بشكافت و نور صبح اميد و سپيده فلق از حجاز و جزيرة العرب درخشيدن گرفت و دنيا را منور و روشن ساخت و تمام درد و رنج و بدبختي‌هاي انسان و بشريت را براي هميشه مداوا كرد و صداي « اقرأ باسم ربّك الذي خلق...» از كوه « حراء » با صلابت و استواري دنيا و با قامت و بلنداي تاريخ جهان در زمين و زمان طنين انداخته و پيامبر اعظم محمد مصطفي (ص)، مبعوث به رسالت گرديد تا به همه‌ي مستضعفان جهان اميد، ايمان و رهايي ببخشد و آزادي و عدالت الهي را به ارمغان آورد.

چنين بود كه اسلام و شعار توحيد، وجدان انسان و بشريت را بيدار كرد و با علم و ايمان و خود آگاهي به توده هاي مستضعف قدرت و توان الهي بخشيد و با برانگيختن مردم همه‌ي بتهاي ساختگي را شكست و دماغ طاغوت هاي زمان و استكبار جهاني را بر خاك ماليد و به سرعت تمام جزيرة العرب را فرا گرفته و در مقابله با امپراطوران رم و ايران، پيروز شد و از جبل الطارق عبور كرد وتا دروازه هاي غرب، پيش رفت و « اروپا » همچون گربه اي در حبس تحت فشار و محاصره‌ي اسلام و مجاهدين و پيش قراولان آن قرار گرفت.

      فشار علم و فرهنگ و سيطره‌ي اسلامي كه همچون تازيانه هاي «انتبا و آگاهي » بر فرق و مغز منجمد و يخ زده‌ي اروپا فرود مي آمد و تغيير و تحول عظيمي در آن ايجاد كرد و سر انجام جرقه هايي از علم و دانش جديد به آن سرزمين به بركت اسلام سرازير شد و مردم آن سامان با هوشياري و تجربه‌اي طولاني كه كسب نمودند، از خواب زمستاني و تاريك قرون وسطايي بيدار شده و رهايي يافته و عصر جديد و انقلاب صنعتي را به ارمغان آوردند وروز به روز به اكتشافات عظيمي دست يافتند و پا به قاره جديدي نهاده و آمريكا را كشف كردند و زمينه هاي علوم و فنون نوين به خصوص در علم طب، رياضي، نجوم، شيمي و ادبيات و هنر موفقيت هاي شگفت انگيزي بدست آوردند و خود را در قله‌ي رفيع علم و دانش تجربي رساندند كه همه را مرهون اسلام است و از فرهنگ و دانش اسلامي نهايت استفاده را كردند. تا جايي كه امروزه به خود مي بالند و آن را به رخ جهانيان مي كشند و به اسلام و فرهنگ شرقي، ناسپاسي مي كنند و تا جايي كه همچون « حيوان چموش» به فرهنگ و ارزشهاي انساني لگد مي زنند كه خود سرانجام تاوان آن را خواهند داد.

غرب و اروپا، فراموش كرده است كه زماني لباس علم و عمامه‌ي بوعلي را بر تن نموده، مفتخرانه در دانشگاههاي پارس تدريس مي كردند. حافظه شان از كار افتاده است كه اصول علم رياضي و نجوم و شيمي را از نسخه هاي اصلي و متن عربي آن ترجمه كرده است و سال‌ها در مراكز علمي درس مي گفتند. ديگر مغز و عقلشان كار نمي كند كه تمام پيامبران و فرستادگان الهي و آسماني از آسيا و شرق برخاسته اند و انسان و بشريت را هدايت نمودند.

 اگر غرب چيزي دارد، در واقع به خاطر گسترش فرهنگ شرق است، متاسفانه غرب و غرب گراها وقاحت را به جايي رسانده اند كه در فرهنگ و علوم انساني، تاريخ و هنر نيز دست برد زده اند و با رذالت تمام از مسيح و مريم مقدس كه انسانهاي شرقي‌هستند، عكس و پوستر هاي چاپ نموده اند با چشم آبي باهيكل و قيافه هاي غربي و اروپايي جلوه نمايند و توهين هاي ديگر به مسيح و مريم مقدس نمودند كه قلم از بيان آن شرم دارد.

 



ادامه درصفحه بعد

در اين اواخر كار را به جايي رساندند كه عكس و تصاويري موهن از آخرين پيامبر الهي شرقي و آورنده‌ي دين مبين اسلام چاپ كردند و بدين گونه به همه‌ي فرهنگ و تمدن انساني پشت نموده و ماهيت ضد انساني خود را بر ملا ساختند.

 غرب و اروپا، به طرز وحشتناكي از زمره‌ي انسانيت سقوط كرده است و عاري از ارزشهاي معنوي و اخلاق بشري شده اند و حتي به موازين عقلي و بين المللي احترام قائل نيستند و ارزشها و عقايد و مذاهب انساني و بشري را هم زير پا گذاشتند. اگر آنها به مسيح اعتقاد ندارند لااقل به موازين بين المللي بايد اعتقاد مي داشتند، مگر اينكه بگوييم در اثر تحقير و احساس پوچي و بي هويت انساني از نعمت عقل و شعور خدادادي هم عاري شده اند و جامعه‌ي غربي و اروپايي، در مواقع گرفتار يك نوع جنون فكري و فرهنگي مادي و سكو لاريستي هستند كه خود هم نمي دانند چه بايد كرد ؟!

طرح و صايت  براي حفظ اصول و استمرار حكومت اسلامي

پيامبر اعظم (ص) آخرين نبي و فرستاده‌ي الهي است و پس از او ديگر كتاب و پيامبري نخواهد آمد. لذا پيامبر از همان آغاز بعثت و برانگيخته شدن براي انجام رسالت، وظيفه‌ي بزرگ هدايت انسان را در طول تاريخ بشريت برنامه ريزي كرد و راه و روش روشن و سنّت جاويدانه‌اي را از خود بر جاي گذاشت، تا براي هميشه هدايت گرو راهنماي مجامع بشري باشد. همين راه و روش است كه ما امروز شاهد پيشرفت علم و دانش و اكتشافات وسيع و شگفت انگيز بشري هستيم.

 ظهور اسلام و آمدن پيامبر اعظم (ص) نيز براي گسترش علم و دانش بشري و در هم كوبيدن موانع رشد و تكامل انساني بود. تا اينكه انسانها خودآگاهانه آنچه را مي خواهند انتخاب نموده و با سرعت و شتاب هر چه بيشتر ترقي و تكامل نمايند و براي هميشه به سوي تكامل مطلق در حركت باشند. خداوند هم در اين رابطه مي فرمايد: « قل كل يعمل علي ما شاكلة» هركس، هرجامعه مردمي مسئول سرنوشت خودهستند و براساس علم و توانمندي فكري بو فرهنگ مخصوص به خود عمل مي كنند.

در اين زمينه باز هم اگر به تاريخ مراجعه كنيم و از تجربيات تاريخي كمك و مدد بگيريم، به اين نتيجه ملموس و روشن مي رسيم كه با برخورد و تلاقي علوم و فرهنگهاي گوناگون انسان و بشريت را به سوي كسب علم و كمال و رسيدن به دانش و فن آوري هاي جديد، به طرز معجزه آسايي كمك مي كند كه گاهي خود و جهان را شگفت زده مي نمايد.

 در اين راستا ممكن است تا جايي غلو نموده و وانمود نمايد كه تنها منجي نجات بشر و الگوي آزادي و دموكراسي در جهان است و ما خود اين نتيجه را به چشم سر امروز مي بينيم كه غرب و اروپا، در اثر برخورد و تلاقي دو فرهنگ و تمدن « شرقي و غربي » خود را به روش جديد علمي مجهز نموده اند و به چنين معجزه‌ي شگفت انگيزي رسيده اند اما به چه قيمتي... ؟!

البته غرب و اروپا، با استفاده از اصول علمي و فرهنگ و تمدن اسلامي عبرت و تجارب علمي و فرهنگي فراواني كسب نموده وارد زندگي نوين خود نمودند و از اين دستور قرآن كه « تلك امة قد خلت لها ما كسبت و لكم ما كسبتم »

خوب استفاده و بهره برداري كردند كه هر كسي مسئوليت سرنوشت و تاريخ و جامعه‌ي خود را به عهده دارند و با همين روش به عصر نوين و معجزه‌ي شگفت انگيز انقلاب صنعتي و قدرت بلامنازع اقتصادي ـ سياسي رسيدند. بگونه كه علم و پيشرفت خود را با غلو و تفرعون به رخ دنيا مي كشند و با منت و تحقير جهانيان، خود را الگو و ارباب « دهكده‌ي جهاني » قلمداد مي كنند، ولي بهاء و قيمت و خسارتي را كه به دنيا و ملتهاي ديگر و بشريت امروز تحميل كرده اند خيلي بيشتر و به مراتب بالاتر از ارزش علم و صنعت و قدرت اقتصادي است كه غرب با ريختن خون و قتل عام انسان ها به دست آورده است و به آن مي نازد ؟!

گرچه دين اسلام و فرهنگ و تمدن اسلامي شرق، اين راه و روش كاربردي را با اين ديد و تئوري قطعي و پيش بيني هاي دقيق و واقع بينانه‌ي علمي و اجتماعي به دنيا و بشريت و انسان ظلوم، جهول و خودخواه هر دوره و زمان عرضه كرد كه « لا اكراه في الدين قد تبين الرشد من الغيّ فمن يكفر باالطاغوت و يؤمن بالله فقد استمسك بالعروة الوثقي... » (8)

هرگز اكراهي در دين و اجباري در پذيرفتن مذاهب و عقايد گوناگون در كار نيست ولي با از بين بردن موانع و عناصر ضد تكاملي و تخريب و شكستن بتها و بتكده‌هاي هر عصر و زمان جاهليت جديد و قديم، سرانجام، آهسته و كم كم انسانها به ميزان علم و خود آگاهي كه به دست مي آوردند و راههاي رشد و تكامل انسان، از عقب ماندگي هاي مادي و معنوي آشكار و تبيين مي شود. آن وقت و زماني است كه زمينه‌ي انتخاب عقلائي، آزاد و آگاهانه انسان و ايمان او به خدا و اصل رهبري ( عروة الوثقي ) پيامبران الهي و پيامبر اعظم و اوصياء و جانشينان آن و علما و دانشمندان مومن فرا خواهد رسيد. پس از فرا رسيدن چنين وقت و زماني است كه احساس نياز و ضرورت حضور دين در جامعه آشكار خواهد شد و اهميت و ضرورت دين و ارزشهاي اخلاقي اگر بالاتر از علم و صنعت غرب نباشد، مسلماً به همان اندازه لازم و ضروري است. انسان و مجامع بشري به همان ميزاني كه به علم و دانش جديد و معيشت و رفاه و آسايش و زندگي بهتر نيازمند است، بلكه بيشتر از آن به دين و انسانيت و ارزشهاي اخلاقي و معنويت عشق و دوست داشتن همديگر محتاج است تا جايي كه حتي خود را فداي دين و ارزشهاي معنوي خواهد كرد.

 



ادامه درصفحه بعد

براي همين است كه بعضي ها چنين پيش بيني مي كنند كه اسلام و فرهنگ اسلامي در غرب و آمريكا بيشتر از هر جاي ديگر رشد و گسترش يافته و سر انجام آنجا را تسخير خواهد كرد. ترس و نگراني غرب و وحشت آمريكايي ها نيز بيشتر از همين پيش بيني هاي برخي محافل فرهنگي سرچشمه مي گيرد كه مبادا اسلام و فرهنگ رهايي بخش اسلامي در قلب كاخ هاي سرخ و سفيد غرب، نفوذ نموده و فرهنگ مادي گرايي و « سكولاريسم غربي » را از موطنش برچيند و همان بلايي را كه بر سر بت ها و بتكده هاي دوران جاهليت قديم آورد، بر سر « طاغوت و طاغوت چه هاي جديد شرق و غرب » به سركردگي استكبار جهاني و « شيطان بزرگ » قرن، بياورد. (10)

دانش بشري و تجربيات جديد علم اجتماع و جامعه شناختي امروز نشان مي دهد كه بشر به سوي وحدت فرهنگي و خواسته هاي همسان انساني پيش مي رود و دين و آزادي و عدالت خواهي از اساسي ترين خواسته هاي بشر امروز محسوب مي شود كه

چشمه هاي صاف و زلال آنها و منابع اصلي و لاينقطع خواسته هاي انساني در قرآن و اسلام است و تاريخ انسان و اسلام نيز بر همين مبني تدوين و تفسير شده است و همه ي انسانها و مجامع بشري از يك پدر و مادر و از يك خانواده‌ي بشري است و هيچ كسي را بر ديگري فضيلت و برتري نيست مگر با تقوا ترين آن. (11)

 از سوي ديگر پيامبر اعظم (ص) به همان اندازه كه به دين و ارزشهاي اخلاقي و معنوي انسان اهميت قائل است به عدالت و خواسته هاي مادي انسان اهميت داده و مي فرمايد: « من لا معاش له لا ميعاد له » كسي كه نان و دنيا ندارد ايمان و آخرت هم نخواهد داشت.

پيامبر اعظم (ص) گرچه در حجاز مبعوث و بر انگيخته شد و دين مبين اسلام نيز در آنجا پديدار گشت، اما با هدايت و رهبري كه پيامبر نمود، دين اسلام به زودي گسترش يافت و تا بيست و چند سال پس از وفات پيامبر تا اقصي نقاط جهان نفوذ كرد و تاثيرات عميق فكري و فرهنگ بر جاي گذاشت.

اگر چنانچه به راه و روش پيامبر اعظم (ص) و طبق سفارش و دستورات آن حضرت كاملا عمل مي شد جهان اسلام هرگز گرفتار انحراف، انحطاط و حوادث تلخ و مشكلات عقب ماندگي كه هنوز هم دامن گيرش است نمي گرديد. امروز اگر اسلام هنوز هم به صورت يك الگو و مكتب حيات بخش در ميان توده هاي مسلمانان و مستضعفين جهان مطرح است، بخاطر الگو و سرمشق بودن پيامبر اعظم (ص) و صبر و استقامت علي و ياران فداكار آن حضرت در دوران مقاومت پيامبر در مكه و در دوران استقرار حكومت نبوي و علوي در مدينه است كه اصول و اساس اسلام را حفظ نموده، فرهنگ و تمدن اسلامي را در جهان معرفي كرد. وحدت و همبستگي مسلمانان را در مقابله با مشركين و عوامل خارجي با قدرت و صلابت نگه داشت.

 پيامبر اعظم از همان آغاز دوران مقاومت به عنوان يك شخصيت كامل و الگوي ماندگار انسانيت، راه و روشي را ترسيم نمود و علايم و نشانه هاي را مطرح كرد كه اسلام به عنوان بزرگترين مكتب رهاي بخش در مجامع بشري باقي خواهد ماند و بر اساس آن مستضعفان مؤمن و پابرهنگان تاريخ به حكومت و ايجاد عدل و قسط خواهند رسيد.  اين اميد و آرزو همان وعده هاي برحق و حتمي است كه خداوند براي بندگان صالح و نيكوكارش داده است:

 « ان الارض يرثها عبادي الصالحون » و بر همين اساس بساط ظلم و بي عدالتي، برچيده خواهد شد و سرانجام عزت و سرافرازي از آن خداوند و رسول گرامي اسلام و مومنان خداجو است(12) و سنت و اراده‌ي خداوند نيز بر چنين امري مقرر شده است كه تغييرناپذير است و رمز پيروزي پيامبر اعظم و راز جا ويدانگي مكتب اسلام نيز همين نكته است كه همواره در روح زمان و رگ، رگ تاريخ انسان و مجامع بشري جاري است و به صورت الگوي جاويدانه وسرمشق عمل تمام انسانها باقي مي ماند.

چنانچه پيامبر اعظم (ص) با اشاره به اين آيه‌ي قرآني « انك لعلي خُلق عظيم » و حديث مكارم الاخلاق كه در اول مقاله ياد آوري شد مي فرمايد:

من در ادامه كار و برنامه هاي پيامبران سلف الهي آمدم كه دين خدا و ارزشهاي اخلاقي و راه و روش هاي زندگي شرافت مندانه‌ي انسان را كامل نمايم و دو چيز را بعد از خود به شما امت شريف و نمونه‌ي اسلامي كه همواره در وسط ميدان و در صحنه‌ي جهاد و مبارزه در راه خدا و كمال بشريت هستيد و هميشه در معرض امتحان الهي و در مركز ديد و توجه جهاني قرار داريد، به امانت مي گذارم، « يكي قرآن و ديگري عترت و اهل بيت من است » كه هرگز از هم جدا نمي شوند تا در روز قيامت بر من وارد شوند و شما هم تا وقتي كه به قرآن و عترت تمسك نموده ايد از آنان پيروي و اطاعت كنيد، گمراه و ذليل نخواهيد شد. در حديث ديگر از اهل سنت آمده است كه پيامبر اعظم فرمود :

 « لايزال الاسلام عزيرا الي اثني عشر خليفة » اسلام براي هميشه سرافراز و عزيز خواهد ماند تا وقتي كه دوازده نفر از اهل بيت پيامبر آنرا رهبري نمايند.(14)

 



ادامه درصفحه بعد

عصر ايمان و ظهور مجدد اسلام ناب محمدي در ايران

با توجه به آنچه ذكرش رفت و آيات و رواياتي كه به عنوان شاهد و دليل ارائه گرديد، نمايان شد كه بشريت امروز و فرداي تاريخ و جامعه ي بشري در هر شرايط و وضعيت اجتماعي كه قرار داشته باشد مي توان با كسب علم و تجربيات اندوخته از دانش بشري در پرتو دين اسلام و درخشش نور ايمان و تعهد انسان به بالاترين منابع علم و كمال آزادي و تحقق رفاه و عدالت اجتماعي دست يافته و سرنوشت قطعي خود و آينده‌ي كشور خويش را رقم زند و با اراده و انتخاب آزاد و آگاهانه‌ي خود، آينده‌ي خود را ساخته و رهبري نمود كه فرهنگ و تمدن بزرگ اسلامي خدمات ارجمندي را براي بالابردن سطح دانش بشري انجام داد.

اما اينك با الگو قرار دادن زندگي نامه‌ي پيامبر اعظم (ص) و ياران مجاهد و خود ساخته‌ي آن حضرت در دوران بسيار سخت و طاقت فرساي استقامت و پايه داري در « مكه معظمه » تا جايي كه پيامبر اعظم فرمود: مرا سوره « هود » و استقامت و پايداري در راه تحقق هدف (اصول اسلام ) پيركرد و تاب و توان را از من گرفت. ويگردوره‌ي استقرار حكومت و روش حكومت داري و رهبري سالم، در مدينه‌ي منوره، مي توان از آن دو دوره‌ي « مقاومت و استقرار حكومت » بهترين الگو و سرمشق خوب، زندگي كردن آموخت و براي آينده‌ي بشر و جامعه‌ي انساني ارائه داد.

 كه با مقاومت و رهبري سالم مي توان بزرگترين مانع و طاغوت زمان را از پاي درآورد و خطرناكترين دشمنان دين و آزادي و بدترين جلادان بي رحم و خون آشام داخلي و خارجي را از سر راه خود بر طرف كرده به « زباله دان تاريخ » افكند. با يك نگاه گذرا به گذشته و آينده‌ي كشورهاي دنيا نشان مي دهد كه پس از آغاز جنبش هاي رهاي بخش اسلامي و آزاديخواهي در آسيا و آفريقا و آمريكاي لاتين. اينك عصر درخشش علم و ايمان و پيروزي آزاديخواهان و عدالت جويان جهان، فرا رسيده است كه پيروزي

انقلاب اسلامي ايران، در اوج قله هاي رفيع آن قرار دارد، گرچه در مقاومت اسلامي در افغانستان، عراق، فلسطين و مقاومت تحسين بر انگيز اخير لبنان از نمونه هاي عالي عطر ايمان است كه تا هنوز در جهان تحقق يافته و تغيير و تحولات عجيب و نا باور كردني درجهان به وجود آمده است كه واقعاً شگفت انگيز است.

اما پيروزي كامل و طلوع فجر انقلاب اسلامي و ظهور مجدد اسلام ناب محمدي (ص) به رهبري امام خميني (ره) در ايران و استقرار حكومت اسلامي در آن كشور پس از هزار و چند صد سال هجرت نبوي، در منطقه و جهان، بزرگترين معجزه ي قرن معاصر، محاسبه مي شود كه در نوع خود بي نظير و در دنياي امروز سرنوشت ساز است.

اگر منصفانه قضاوت شود، تجربه ي بسيار خوب و درخشان جامعه‌ي بشري به خصوص در جهان اسلام پس از شكست و ناموفق بودن نهضت هاي اسلامي در مصر و الجزاير و فلسطين است كه مي توان راهنماي مفيد و سازنده اي در جهان و دنياي اسلام باشد.

منابع و مأخذ :

1- قرآن كريم آل عمران / 19 و روم / 30

2- جرجي زيدان، تاريخ تمدن اسلام و عرب، امير كبير مترجم: علي جواهر كلام، تهران و مطهري، مرتضي، مجموعه آثار، ج 1، صدرا، صفحات 348، 351، 365

3- همان مدرك و قصص و تاريخ انبياء در قرآن كريم، رسولي محلاتي

4- عبفريه محمد المصطفي (ص) تاليف محمود عقاد مصري برگرفته از مجله‌ي مكتب اسلام، سال 46 ، شماره4 ، تير ماه 1385 هجري شمسي و 1427 هجري قمري چاپ قم

5- تاريخ تمدن اسلام و عرب، همان

6- قرآن كريم / سوره الفتح / آيه 28 و 29

7- انسان، اسلام و آزادي، مجموعه آثار دكترعلي شريعتي، شماره 24 و سلسله سخنراني هاي دكتر رحيم پور ازغدي از تلويزيون جمهوري اسلامي، راجع به تاثير و نفوذ فرهنگ و تمدن اسلامي در توسعه و گسترش علم در اروپا و غرب

8-   سخنراني دكتر رحيم پور، اسلام دين عقلانيت، اخلاق ومعنويت، از تلويزيون جمهوري اسلامي ايران ( جنگ ويتنام، جنگ صليبي، و جنايت اسرائيل و آمريكا در لبنان و فلسطين كه هر روز جريان دارد و ....  )

9- قرآن كريم / سوره‌ي بقره / آيه 256

10- پيروزي انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني (ره) از غرب و شكست جبهه ي انتخابي اسلامي الجزاير علي رغم پيروزي در انتخاب به اصطلاح آزاد و دموكراسي، در شرق و شهادت مظلومانه‌ي شيخ احمد ياسين رهبر حماس در فلسطين شاهد اين مدعاست.

11- قرآن كريم/ سوره‌ي بقره آيه 21- 25- 28- تا 40 حجرات 13

            سوره‌ي نساء آيه 1

          سوره‌ي آل عمران آيه 2

12- ان العزه لله و لرسوله و للمومنين، منافقين/ 8

ان الارض يرثها عبادي الصالحون(اعراف/ 28)  و نرد ان منّ علي الذين الاستضعفوا في الارض و نجعلهم و ائمه و نجعلهم الوارثين. ( قصص/ 5)

13ـ كليني، كافي، باب الحجه، ص62ـ22

14ـ مسلم، صحيح، ج6، ص3 ، برگرفته از سيره پيشوايان، مهدي پيشوايي، ص12                    

                      

 



پایان

نظرشما


نظرشما

نظرشما


نظرشما

نظرشما



نظرشما

 

نظرشما


نظرشما

نظرشما



نظرشما

 

نظرشما

نظرشما

 

نظرشما

 

 

نظرشما

بشنهادات نظرییات شمادر باره این مقاله

 

 

 

 

 

 

 

 

 
3 4
c2   c1
 
شبکه دوست یابی ، آشنایی ، همسریابی ، همکاریابی
وغیره . همین حالا ثبت نام کنید دوست مورد علاقه
خودرا ملاقات کنید

Afghanistan friendship network
 

 

 
لنکستان سایت افغانستان قمت عرضهای جهان خاطرات و تجربه  شما درباره بامیان و بند امیر ورزش و المپک 2008 آدرس سفارت های افغانستان نمایش تلویزیونهای جهان
مقاله های علمی واسلامی   دروطن چه میگزرد   افغانهای آواره ازوطن   قانون پناهندگی دریونان   مجتمع فرهنگی نور درآتن   نقشه جهان و افغانستان   مسجد افغانهادر یونان
                         
                       
 
   

check web page

 

Copyright © 2007-2008 by Afghan Refugee in Greece