Afghan News , Video , life TV , Images , Mp3 Music , Chat room , Needs , History , Sports , Games , Intertamets , Shows , Friends , Love , Maps & and meny more information about Afghan refugee live in Athens Greece

 

 
afghan
  earth earth  
!! هدف ما از را اندازي اين سايت داشتن يگ پل ارتباطي و بالا بردن سطح آگاهي بين جوانان فارسي زبان در سرتاسر جهان است . سايت افغانستان باشما ، از شما ودر خدمت شماست !!
   
 
 
  توجه  !! شما هم میتوانید نوشته های خودرا ازطریق این سایت در اخطیار دیگران قرادهید بامادر ارتباط شوید  
 
3 4

بامیانخاطراتجهانی شدندر آخرتحضرت محمددروطنمهاجرت
حضرت زهراشفاعتخمسوحدتعقل ودینصفات رهبریعبورروزه

c2   c1
 
   
 
  • صفحه 1
  • صفحه 2
  • صفحه 3
  • صفحه 4
  • صفحه 5
  • صفحه 6
  • صفحه 7
  • صفحه 8
  • صفحه 9
  • صفحه 10
  • صفحه 11
  • صفحه 12
  • نقطه نظرهاي خوانده ها

رابطه ی عقل و دین

 

                                                                                رمضان اکبری مالستانی

 

 

           حضرت علی عليه السلام : العقل شرع من داخل و الشرع عقل من خارج

                                                                       

 مجمع البحرين، ج5، ص425

 

مقدمه

         یکی از مسایل دیر پا و دوام دار در کلام قدیم و جدید، رابطه ی عقل و دین است که تحت عنوان های عقل و شرع ، عقل و ایمان ، عقل و وحی یا خرد و دین مطرح بوده و متکلمان و فیلسوفان دین مورد بحث قرار داده اند که آیا گزاره ها و اعتقادات دین خرد پذیر بوده و از راه عقل ، درک و توجیه می شوند یا عقل در حریم دین راه نداشته و راه دریافت آن منحصر به وحی و شرع است؟

در بیان دیگر می توان رابطه ی عقل و دین را چنین مورد پرسش قرار داد که:

آیا عقل و دین با هم سازگارند ؟

آیا عقل و دین با هم در تضاد و تعارض قرار دارند ؟

آیا عقل و دین با همدیگر ارتباط نداشته و هر کدام حوز ه مستقل دارند؟   

       ولی پس ازعصر روشنگری قرن 18 در اروپا صورت مسئله به گونه ی دیگر مطرح گردیده است و آن اینکه خرد آدمی پاسخگوی تمام نیازهای بشر بوده و تاریخ دین به پایان رسیده و خرد را بدلیل و جایگزین دین مطرح نموده اند. بعضی از طرفداران این دیدگاه شعار پیروزی خرد را بر خرافات سر داده و گزاره های دین را تخطئه نموده اند. [1]

      در این نوشتار تلاش می کنیم پاسخ به پرسش های فوق را از بررسی دیدگاه های کلامی در غرب و جهان اسلام به دست آوریم. با توجه به سابقه و حیات مسأله، تحقیقات زیادی در قالب کتاب ، پایان نامه و مقالات مستقل پیرامون آن انجام گرفته که اهل تحقیق از آن آگاهند. ما به صورت فشرده این مسئله را مورد بررسی قرار می دهیم و برای رسیدن به این هدف ابتدا مفهوم عقل و دین، به دنبال آن تاریخچه عقل و دین در مسیحیت و اسلام و در فصل سوم دیدگاههای عمده در غرب و جهان اسلام بررسی می شود.

فصل اول: مفهوم عقل و دین

1- معنای لغوی عقل:

         عقل در اصل از عِقال گرفته شده و عقال ریسمانی است که با آن بازوان شتر را می بندند تا از حرکت باز ایستد و از خطر گم شدن محفوظ بماند. [2] و نیز پارچه ای که عربها دور سر خود می بندند عقال گفته می شود و کسی که زبان خود را محفوظ نگه می دارد می گویند زبان خود را عقال کرده است. همچنین به معنی خرد  ، دانش  ، فهم و درک اشیاء و صفات آن ها و منع و حبس یا جوهر لطیف و نور روحانی که نفس علوم ضروری را با آن درک می کند ، نیز آمده است. یا گفته شده که عقل قوه ای است که صاحبان خود را از خطر انحراف باز می دارد تا به تشخیص حق از باطل نایل آید. [3]

           راغب در مفردات می نویسد: عقل دو معنی دارد:

یکی قوه ای است که می تواند تحصیل علم کند.

دوم علمی است که به واسطه ی آن قوه حاصل می شود.

 

 

2- معنای اصطلاحی عقل:

        عقل در اصطلاح حکماء و متکلمین کاربرد های گوناگونی دارد که بررسی تمام آن ها نه لازم است و نه مقاله ظرفیت آن را دارد. برای روشن شدن مقصود به تعدادی از این اصطلاحات اشاره می گردد.

      ابتدا بیان ملاصدرا را پیرامون کاربرد عقل در فرهنگ اسلام یاد آور می شویم که ایشان تحقیق مفصل انجام داده و خلاصه آن از این قرار است :

عقل به معنی غریزه ای که انسان به واسطه ی آن توان کسب علوم نظری را دارد.

عقل به معنی قوه ی ادراک مشهورات.

عقل در اخلاق به مرتبه ای از نفس اطلاق می شود ، که از طریق مراقبتهای اعتقادی و عملی و در سایه تجربه های ارادی حاصل می شود.

 عقل عرفی که همان خوب فهمیدن و هوشیاری در امور زندگی است ، خواه با ارزشهای انسانی و اخلاق مو افق باشد یا نباشد ، مردم چنین کسی را عاقل می گویند.

 عقل به معنی قوه ی ادراک نفس که دارای چهار مرتبه است:

عقل بالقوه، عقل بالفعل، عقل بالملکه، عقل مستفاد ، که این همان عقل نظری است.

 عقل به معنی موجود مجردی که تمام کمالات ممکن را بالفعل دارد و فقط به آفریننده ی خود متوجه است [4]  البته نزدیک به همین بیان از فارابی هم ذکر شده است. [5]

       اصطلاحات دیگران برای عقل :

      عقل عبارت است از کلیه معلومات عادی که از راه تجربه ، حس ، تفکر و استدلال به دست می آید. در این صورت عقل علاوه بر ادراکات کلی ، ادراکات حسی و تجربی را نیز در بر می گیرد.

      عقل هدف ساز که هدف نهایی زیستن را مشخص می کند.

          عقلانیت ابزاری که عقل در شبکه از مقاصد و برنامه ها انسان را به هدف می رساند که از ارزش های انسانی و اخلاقی خنثی بوده و خوب و بد نمی شناسد. [6]

     مراد از عقل در رابطه عقل ودین ، عقل نظری است که همان عقل استدلال گر باشد. اگر چند کار برد عقل و رابطه عقل و دین در جوامع بشری به ویژه در غرب بعد از روشنگری ، گونه های متفاوت دارد که در برخی موارد عقل جزئی نگر و برنامه ساز یا عقل ابزاری نیز مورد نظر خواهد بود.

3- تعریف لغوی و اصطلاحی دین:

       با یک نگاه کوتاه به تحقیقات انجام شده پیرامون تعریف دین، این حقیقت به وضوح ثابت می شود که با توجه به گرایش ها و پیش فرض های دانشمندان و تعدد و تنوع ادیان اعم از الهی و غیر الهی تعریف های گوناگون ارائه شده، که آوردن یک تعریف جامع و مانع برای دین کار دشوار خواهد بود.

       ولی ما برای نزدیک شدن به مطلب و طرح بحث ناچاریم به تعدادی از تعریف های انجام شده اشاره نموده و تعریف برگزیده را ارائه نماییم. ابتدا به تعریف دین در آیات و روایات می پردازیم:

    دین در آیات قرآن به معنی، پاداش، جزا، طاعت و بندگی، سلطه، شریعت، ملت، تسلیم و اعتقادات آمده که آیات آن به ترتیب از این قرارند:

 «مَـلِكِ يَوْمِ الدِّينِ» [7]  « وَإِنَّ الدِّينَ لَوَاقِعٌ» [8]  « قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصًا لَّهُ الدِّينَ» [9]  « وَيَكُونَ الدِّينُ لِلّهِ» [10]  « لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ» [11]  « قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ » [12]  « إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ » [13]  « لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ » [14]



1- ایان بار بور ، علم و دین ، ترجمه بهاء الدین خرمشاهی ، نشر دانشگاهی صص 80 - 71

2- سید شریف ، جرجانی ، التعریفات ، بیروت ، دار الفکر ، 1419ص65 و سان العرب ، ج 9 ، ص362

3- فخر الدین ، طیرحی ، مجمع البحرین ، وفا ، بیروت ، 1383 ، دوم ، ج5 ، صفحه 425 و مجد الدین فیروز آبادی ، القاموس المحیط ، طبع4 ، 1354 ، ج4 ، ص18 و اقرب الموارد ، ج2 ، ص812 ، و عبد الحسین شرف الدین ، شرح اصول کافی ، نجف ، ج1 ، ص 15

4- محمد ، صدرالدین ، اسفار ، حیدری ، تهران ، 1383 ، ص 418 ، ترجمه و شرح اصول کافی ، محمد ، خواجوی ، موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی ، 1366 ، ج1 ، ص195 ـ علی ، ربانی گلپایگانی ، نقد مبانی سکولاریسم ، مرکز مدیریت، قم ، اول، 1382 ، ص 99

5- محمد رضا ، منصور نژاد ، عقل در سه دین بزرگ آسمانی ، کورش ، 1383

6- عبد الحسین ، خسروپناه ، کلام جدید ، مرکز مطالعات و پژوهشهای فرهنگی حوزه ، سوم ، 1383 ، ص 59

7- فاتحه / 4

8- ذاریات / 6

9- زمر / 11

10- بقره / 193

11- کافرون / 6

12- انعام / 161

13- آل عمران / 19

14- بقره / 256


    در روایات پیشوایان دین، دین به معنی ایمان، یقین قلبی، معرفت داشتن، دوستی ورزیدن، اخلاق نیکو، نور، عزت، طلب علم، مایه حیات و... آمده است.

 رسول اکرم (ص) می‏فرماید: الخلق الحسن نصف الدین » [1] 

حضرت علی ( ع): « غایه الدین الایمان »15

حضرت علی (ع) : « اول الدین معرفته و کمال معرفته التصدیق به و کمال التصدیق به توحیده » [2]

 امام محمد باقر (ع): «الدین هو الحب و الحب هو الدین » [3]

تعریف دین از دیدگاه دانشمندان و فلاسفه‏ی غرب:

1- تی یل (1902- 1830): در حقیقت دین وضعیت یا حالتی است ناب و حرمت آمیز که آن را خشیت می‏نامیم.

2- برادلی ( 1924 – 1846 ): دین بیش از هر چیز کوششی است برای آنکه حقیقت کامل خیر را در تمام وجود هستی مان باز نماییم.

3- جیمز مار تینو (1900 – 1805 ): دین اعتقاد به خدای همیشه زنده است، یعنی به اراده و ذهن الهی که حاکم بر جهان است و با نوع بشر مناسبات اخلاقی دارد. [4]

4- دورکیم: دین دستگاهی است از باورها و آداب، در رابطه با مقدساتی که مردم را به صورت گروههای اجتماعی به یکدیگر پیوند می دهد. [5]

5- ویلیام جیمز: مذهب عبارت است از تاثرات و احساسات و روی دادهایی که برای هر انسان در عالم تنهایی و دور از همه وابستگی ها روی می دهد.[6]

6- مؤلفان کتاب عقل و اعتقاد دین می‏نویسند: دین مجموعه ای از اعتقادات، اعمال و احساسات است که حول مفهوم حقیقت غایی سامان یافته است. این حقیقت را می توان بر حسب تفاوت ادیان با یکدیگر واحد یا متکثر، متشخص یا نا متشخص الوهی یا غیر الوهی و نظایر آن تلقی کرد. [7]

 تعاریف فوق، هیچ کدام نمی تواند تعریف واقعی و جامع برای دین باشد، بلکه هر کدام طبق مبنای خاص خودش و از زاویه خاص دین را تعریف نموده است که تعریف مایکل پترسون بهتر به نظر می رسد.

تعریف دین از منظر دانشمندان اسلامی :

دین عبارت است از آنچه که پیامبر اکرم به سوی آن دعوت نموده است. [8]

دین به معنی تدیّن ورزیدن به طاعات و اجتناب از محرمات است. [9]

دین عبارت است از قوانین الهی که وضع شده اند تا صاحب عقل ، عقل را با اختیار خودشان به خیر با لذات نایل سازند. [10]

      علامه طباطبایی: دین نظام مبتنی بر اعتقادات است و مقصود از اعتقاد تنها علم نظری نیست، زیرا علم نظری به تنهایی مستلزم عمل نیست، بلکه مقصود از اعتقاد، علم به وجوب پیروی بر طبق مقتضای علم قطعی است. [11]

      استاد سبحانی: دین یک معرفت و نهضت همه جانبه به سوی تکامل است که چهار بعد دارد: اصلاح فکر و عقیده، پرورش اصول عالی اخلاقی انسانی، حسن روابط افراد اجتماع، حذف هر گونه تبعیض های ناروا. 26

      استاد جوادی آملی: دین مجموعه ی عقاید، اخلاق، قوانین و مقرراتی است که برای اداره‏ی امور جامعه انسانی و پرورش انسان ها می باشد. گاهی همه ی این مجموعه حق است و گاهی همه ی آن باطل و گاهی مخلوط از حق و باطل. دین حق آن است که از سوی خداوند نازل شده و دین باطل دینی است که از ناحیه ی غیر خداوند تنظیم و مقرر شده است. 27

        استاد مصباح یزدی: دین برابر است با اعتقاد به آفریننده ای برای جهان و انسان و دستورات عملی متناسب این عقاید. 28

        دکتر امین احمدی: دین مجموعه ای از نشانه ها و متون مقدس و تدیّن به آنها است، نشانه ها و متونی که بنا بر اعتقاد دینی منشاء الهی دارند. 29

       دیده می‏شود که تعاریف علما و دانشمندان اسلامی نیز متفاوت بوده و هر یک به جنبه ی خاصی توجه دارد. به نظر می رسد تعریف آیت الله جوادی آملی از جامعیت بیشتر برخوردار است. زیرا هم به ماهیت و محتوای دین اشاره دارد و هم به گونه ها و انواع آن پرداخته است.

         تعریف بر گزیده: ار آن جایی که در این نوشتار الگوی دینی مورد بحث ادیان توحیدی و وحیانی میباشد، تعریف زیر را بر می‏گزینیم:

     « دین عبارت است از مجموعه عقاید ، اخلاق، قوانین و مقرراتی که برای اداره فرد و جامعه‏ی انسانی و پرورش انسان ها از طریق وحی و عقل در اختیار آنان قرار دارد. »

در تعریف فوق چند نکته مورد توجه قرار گرفته است :

         ـ تمام ابعاد دین اعم از عقاید، اخلاق و احکام در نظر گرفته شده است.

         ـ منظور ادیان توحیدی است که منشاء الهی دارند که اسلام نمونه کامل آن است.

        ـ عقل در کنار نقل قرار گرفته است و یکی از راههای کشف حقایق دین به حساب آمده.

فصل دوم : پیشینه ی رابطه ی عقل و دین

1- تاریخچه ی عقل و دین در غرب :

       از آنجا که عقل و دین همزاد انسان اند، می توان گفت رابطه ی عقل و دین به قدمت زندگی انسان بر می‏گردد، زیرا بشر از نخستین روز زندگی تا کنون از پیامبر و دین جدا نبوده، در هر دوره دین و مذهب وجود داشته است. ولی ما در این نوشتار جریان عقل و دین را از زمان ظهور مسیحیت در غرب مورد بررسی قرار می دهیم که داستان پیچیده و پر ماجرایی دارد. یکی از دانشمندان غربی به نام اتین ژیلسون در این زمینه می گوید : 

    سیر تفکر در غرب سه دوره دارد:

            دوره‏ی شکوفایی فلسفه‏ی یونان، که عصر غلبه علوم عقلی محض است.

         دوره‏ی قرون وسطی که عصر سیاهی و ظلمت نام گرفته. در این دوره از آغاز ظهور مسیحیت تا رنسانس، ایمان گرای کور و اعتقاد به دور از تعقل به حقیقت مطلق مسیحیت، مانع استفاده طبیعی از عقل شده که فلسفه وسیله ای بود در دست علمای بی قید مسیحیت.

دوره‏ی سوم از اواخر قرن 15 با تلاش طرفداران مذهب اصالت انسان و دانشمندان و مصلحان دینی منجر به ظهور دوره ی جدیدی شد که دوره ی صرفا تحصلی و تعقلی است. 30

     در مسیحیت قرون وسطی گروه های مختلفی فکری وجود داشته که برخی به تعارض عقل و دین قایل بودند و برخی بر سازگاری عقل و دین تاکید داشته اند. ژیلسون می افزاید: یک دسته از متالهان مسیحی بر این باور بوند که: چون خدا با ما صحبت نموده، حاجتی به تفکر و استدلال نیست و هر کس برای رستگاری خود تلاش ورزد و راه نیل به رستگاری در کتاب مقدس است، باید شریعت را آموخت، در آن تامل کرد، به احکام آن عمل کرد و در این حال دیگر حاجت به چیز دیگری حتی فلسفه نیست.



15- محمدی ، ری شهری ، میزان الحکمه ، ج3 ، ص 375

16ـ نهج البلاغه خطبه 1

 

 

18- مایکل پترسون ، عقل و اعتقاد دینی ، ترجمه احمد نراقی ، طرح نو ، سوم ، 1379 ، تهران ، ص 18 و دین و چشم اندازهای نو. پیتر آلستون . ترجمه غلام حسین توکلی ، مرکز مطالعات اسلامی ، اول ، 1376 ص 20

19- نیکلاس ، ابرکرومبس ، فرهنگ جامعه شناسی ، ترجمه حسن پویا ، چاپ پخش ف تهران ، 1370 ، ص 320

20- ویلیام ، جیمز ، دین و روان ، ترجمه مهدی قائنی ، دارالفکر ، قم ، دوم ، 1376 ، ص6

21- عقل و اعتقاد دینی ، ص20

22- الحدود و الحقایق ، ص 160 ، به نقل از کلام جدید

23- الطیب البصری ، المعتمد فی اصول الدین ، سنگی ، ص 192

24- فاضل متعداد ، شرح عقاید النسیفه ، ج1 ، ص60

25- محمد حسین طباطبایی ، تفسیر المیزانی ، انتشارات اسلامی ، قم 1366 ، ترجمه فارسی ، ج 15 ، ص 8

27 عبدالله جوادی آملی ، دین شناسی ، نشر اسراء ، سوم ، 1383 ، ص 27 و شریعت در آیینه معرفت ، مرکز نشر فرهنگی رجاء ، تهران ، 1373 ، ص 93

28 محمد تقی ، مصباح یزدی ، آموزش عقاید ، سازمان تبلیغات اسلامی ، ج 1 ، ص 28

29 دکتر محمد امین ، احمدی ، انتظار بشر از دین ، پژوهشگاه فرهنگ و علوم اسلامی ، قم ، اول، 1384 ، ص 26

30 اتین ژیلسون، عقل و وحی در قرون وسطی، ترجمه شهرام بازوکی، موسسه مطالعات فرهنگی، تهران، 1371 ، صص 1 و 5 

 

          به نظر این دسته وحی جایگزین همه معارف اعم از علوم تجربی، اخلاقی و ما بعد الطبیعته می‏گردد. حکمت و فلسفه و تفکر عقلی در نظر متالهان مسیحی یک نوع حماقت به حساب می‏آمد. پولس قدیس در باره فلاسفه و حکما چنین گفته: « ادعای حکمت کردند و احمق شدند »

        ژیلسون می‏گوید: در ادوار مهم تاریخ تفکر مسیحی چنین اعتقادی مشاهده میشود و نمایندگان آن همیشه وجود داشته و هر زمان که حوزه دین از سوی فلسفه تهدید می شود به هیاهو بر می‏خیزند. از نظر این گروه میان ایمان به خداوند و استفاده از عقل طبیعی در مسایل مربوط به وحی تعارض منطقی وجود دارد. 31  

        دسته دوم: ایمان را بر عقل مقدم میدانند و معتقدند که طریق وصول به حقیقت طریقی نیست که از عقل شروع شود و از یقین عقلی به ایمان منتهی گردد، بلکه بر عکس، طریقی است که مبداء آن ایمان است و از وحی به عقل راه می یابد. قدیس اگوستین می‏گوید: « فهم پاداش ایمان است، لذا در  پی آن مباش که بفهمی تا ایمان بیاوری، بلکه ایمان بیاور تا بفهمی »  ایمان گرایی اگوستین در قرن چهاردهم شبیه ایمان گرایی آنسلم قدیس در قرن یازدهم و بونا و نتوره در قرن سیزدهم و مالبرانش در قرن هفدهم و جیوبرتی در قرن نوز دهم است . آنسلم می‏گوید: «من در به دنبال این نیستم که ابتدا بفهمم و بعد ایمان بیاورم، بلکه ایمان می آورم تا بفهمم. همچنین به این دلیل ایمان می آورم که تا مادامی که ایمان نیاورده ام نخواهم فهمید.»32  

        ادیسون از ابن رشد های لاتینی سخن به میان می آورد که طرفدار اصالت عقل فلسفی محض بودند که توسط ابن رشد فیلسوف عرب نشات گرفت. این گروه به پذیرش دستاوردهای فلسفی معتقد بودند و هرگونه تعارض میان عقل و دین را منتفی می دانستند و بر این باور بودند که اولین وظیفه بشر به کار انداختن عقل خدادادی است. 33 

         در قرون وسطی دانشمندان به دو عقل کلی و عقل جزئی و حساب گر معتقد بودند، اما در عصر  روشنگری عقل حساب گر مورد توجه است تا جایی که خدا برایش مطرح نیست و خود را مستقل از آن می داند. در این دوره عقل حاکمیت مطلق یافته و نسبت به دین و حیانی تنفر ایجاد گردیده است و دین طبیعی جای گزین دین الهی گردیده است. 34

         در این دوره نیز می توان سه رویکرد را مشاهده نمود.

 اول ـ کسانی که دین طبیعی و دین الهی ر ا قبول داشتند که می توان از راه وحی و قوانین طبیعی خدا را شناخت.

دوم ـ طرفداران دین طبیعی که وحی را تخطئه می کردند.

سوم ـ این دسته تمام انواع دین را تخطئه نموده و از توانایی عقل ، نه فقط در حوزه علم و دین بلکه در تمامی شئون زندگی انسان مطمئن بودند. 35 

         به طور کلی می توان گفت گرایش غالب در غرب این است که باور های دینی اثبات پذیر و عقلانی نمی باشند و تنها از طریق کار کردهای آن یا تجربه دین می توان باورهای دین را توجیه کرد. بدین ترتیب تبیین عقلانی دین جای خود را به تبیین روانی شناختی، جامعه شناختی و ایمان گرایی از دین داده است. 37  از بررسی مختصر جریان رابطه عقل و دین در مغرب زمین و عالم مسیحیت به دست می آید که عقل و دین روابط متفاوت و گوناگونی داشته است از ایمان گرایی افراطی تا هم نوایی عقل و دین و غلبه عقل و بالاخره طرد دین و جای گزینی عقل به جای دین وجود داشته است و عقل نیز در معانی مختلف از قبیل عقل فلسفی و استدلال گر و عقل جزئی و حساب گر به کار رفته است.

        این نکته قابل یاد آوری است که جریان عقل گرایی افراطی و تخطئه دین الهی و پذیرش دین طبیعی یا ( Delsm   ) و جای گزینی خرد به جای دین بازتاب رفتار ظالمانه و غیر معقول کلیسا و ایمان گرایی کور ، قرون وسطای سر دمداران کلیسا است. از سوی دیگر گزاره ها و آموزه هایی وجود دارند مانند: تجسد، فدیه و ... که عقل پذیر نبوده و باعث جدایی دین از تعقل و تفکر می‏گردد. بنابراین نباید شرایط و پیامدهای مسیحیت را که یکی از مصادیق دین است به ادیان دیگر از جمله دین مقدس اسلام گسترش و تعمیم داد. باید هر دین را به طور مستقل مورد بررسی و قضاوت قرار داد.

2- تاریخچه ی رابطه ی عقل و دین در جهان اسلام :

       همانطوری که نسبت عقل و دین در غرب و مسیحیت با چالش مواجه بوده، در جهان اسلام نیز فراز و نشیب فراوان داشته است. گر چند اهمیت و جایگاه عقل در تعالیم دین اسلام بر کسی پوشیده نیست. قرآن کتاب آسمانی مسلمانان همواره به تعقل و تفکر دستور داده و از تقلید و تعصب کور باز داشته است. عقل در روایات اسلامی نیز محبوب ترین مخلوق خدا و معیار پاداش و کیفر و رسول باطنی معرفی شده. ولی در عین حال نسبت به عقل بی مهری هایی صورت گرفته که در ادامه بحث خواهیم دید. در عصر پیامبر اسلام (ص) به خاطر حضور آن حضرت و دریافت معارف دینی و تفسیر آیات قرآن از خود آن حضرت و عدم ارتباط وسیع و گسترده با ملل و فرهنگ های دیگر مباحث عقلی زیاد مورد توجه نبود، گر چند در خود آیات قرآن و روایات رسول اکرم (ص) از براهین و استدلال عقلی استفاده شده است.

        اما میان مسلمانان نیاز به استدلال عقلی به صورت جدی احساس نمی شد. بعد از پیامبر اکرم (ص) و گسترش فتوحات و آمیختگی با فرهنگ ها و ملل مختلف، مباحث عقلی مورد نیاز واقع شد. فرقه ها و مذاهب اسلامی که به علل و انگیزه های مختلف شکل گرفتند، در قبال جایگاه عقل در معرفت دینی مواضع موافق و مخالف خود را ابراز نمودند.

       برخی گروه ها مانند اهل حدیث از اهل سنت و اخباریون از شیعه ها به شدت با دخالت دادن عقل در فهم مسائل فقهی و اعتقادی مخالفت نمودند و تنها راه دریافت معارف دین را کتاب و سنت قلمداد کردند. به گفته ابو حامد غزالی در احیاء العلوم ، اهل حدیث و شافعی، مالک، احمد حنبل علم کلام را که از استدلال عقل استفاده می کند تحریم کردند. شافعی فتوا داده بود که اهل کلام را باید با تازیانه تنبیه کرد. 38 اهل حدیث و نص گرایان مردم را از آموختن فلسفه، کلام و منطق منع می کردند. این گروه چون با هر نوع استدلال عقلی مخالفت ورزید و از سوی دیگر از مکتب اهل بیت هم جدا افتاده بود گرفتار پیامد های ناروا گردیده به تجسم و تشبیه خداوند قایل شدند. 39

      اخباریون شیعه نیز مخالفت خود را با دخالت عقل در اصول و فروع دین اعلام نموده و استفاده از استدلال عقل را ممنوع می دانستند. البته این گروه مانند اهل حدیث گرفتار تجسم و تشبیه نگردیدند، زیرا استدلال عقلی را برای اثبات خداوند و پیغمبر و امام می پذیرفتند و معتقد بودند که بعد از شناخت امام، باب عقل مسدود می گردد و پس از آن باید معارف را از خود امامان اخذ کرد. علامه مجلسی که خود از اخباریون معتقد است، معتقد است که بهره گیری از عقل به جز در طریق اثبات امامت، کاری نادرست است، زیرا باب عقل بعد از شناخت امام ف توسط خود امام مسدود گردیده است، پس انسان باید معارف دین را از امامان اخذ کند و از عقل ناقص خود که سبب کج فهمی ها و انحرافات است پرهیز نماید. علاوه بر اینکه تعصبات و جاه طلبی ها و غیره به صرافت ادراک عقل تاثیر می گذارد و از صحت آن می کاهد. 40

         از سوی دیگر میان متکلمان اسلامی مسئله حسن و قبح ذاتی و عقلی اشیا و افعال مطرح گردیده که در پی طرفداری و مخالفت با حسن و قبح عقلی گروه های عدلیه و غیر عدلیه شکل گرفت. اشاعره منکر حسن و قبح عقلی گردیده حسن و قبح اشیاء و افعال را شرعی می دانند که غیر عدلیه گفته می شوند. عدلیه شامل معتزله و متکلمان شیعی، به حسن قبح عقلی و ذاتی اشیاء و افعال اعتقاد دارند و عدل الهی را می پذیرند.

         معتزله در معارف دین و دریافت حقایق دینی استدلال عقلی را به کار گرفته، به گونه ای که در این مسیر راه افراط و غیر معقول را پیش گرفتند، ظواهر نصوص دینی را تاویل می نمودند و عقل را بر وحی ترجیح می دادند. از سوی دیگر شعارشان آزادی و اختیار انسان بود ولی در مقام عمل هنگامی که قدرت یافتند مخالفین را به شدت سرکوب و نفی می کردند وقتی که مأمون عباسی به این مذهب گروید، دیگران را به پیروی از فلسفه خود ملزم می کردند و هر که مخالفت می ورزید به شدت مجازات می نمودند. 41    

          به هر صورت معتزل هبه شدت طرفدار خرد ورزی در معارف دینی بوده و از فرقه های عقل گرایی افراطی در اسلام به حساب می آمد. اگر چند برخی گروه های دیگر نیز وجود داشتند مانند باطینه از شیعیان که به دنبال یافتن معانی درونی و باطن ظواهر قرآن و سنت بودند و گرایش عقلی ـ باطنی داشتند. 42



31- همان ، ص 5

32 همان ، ص 9

33 همان ، ص 15

34 علم و دین ، ص 77

35 همان ، ص 78

37 کلام جدید ، ص 64

38 محمد جواد ، مشکور ، سیر کلام در فرق اسلام ، انتشارات شرق ، اول ، 1386 ، ص4

39 کلام جدید ، ص66

40 محمد باقر ، مجلسی ، بحار الانوار ، ج2 ، ص314 ، کلام جدید ، ص 49

41 سیر کلام در فرق اسلام ، ص20.         همان صفحه 29 ، و کلام جدید ص 66 و تاریخ فلسفه در جهان اسلام ، حنا ، فاخوری و جر ، جلیل ، ترجمه عبد الحمید آیتی ، تهران شرکت انتشارات علمی و فرهنگی ، 1373 ، ص 136 ، و تاریخ فرق اسلامی ، ج1 ، ص147

42 غلام حسین ، ابراهیمی ، دنیانی ، ماجرای فکر فلسفی در جهان اسلام ، تهران ، طرح نو ، 1376 ، ج1 ، ص14

 


         اهل حدیث و ظاهر گرایان که در نص گرایی افراط داشتند، معتزله و باطینه در عقل گرایی افراطی بودند، در برابر اینها جریان های معتدل تری از اهل سنت شکل گرفت که عبارت بودند از اشاعره به رهبری ابوالحسن اشعری ( 330 ق ) و طحاوی ( 331 ه.ق ) وابو منصور ماتریایی(333) ه.ق.  از این میان اشاعره شهرت بیشتری پیدا نمود و به اعتبار عقل و شرع اعتقاد داشت ولی بر تقدم شرع بر عقل حکم می کردند و عقل را تا حدودی قبول داشتند مانند اثبات خدا و پذیرش اصل شرع. اما حسن و قبح عقلی را که مستلزم پاداش و کیفر شرعی باشد قبول نداشتند. و در این نوع  حسن و قبح ، اعتبار شارع را ملاک دانسته و نقش عقل را انکار می کردند. 43  در این میان متکلمان شیعه به دور از هرگونه افراط و تفریط در اعتبار عقل و شرع. هر کدام از عقل و شرع را در جایگاه خودش معتبر دانسته و با بهره گیری از روایات اهل بیت علیهم السلام ، به تضاد و تعارض عقل و وحی دچار نگردیدند. از این جهت است که در کلام امامیه تقدم و ترجیح عقل و شرع بر یکدیگر مطرح نیست. آثار و کتاب های بزرگان شیعه چنان شیخ مفید ، شیخ طوسی ، سید مرتضی ، خواجه نصیر طوسی و علامه حلّی در زمینه کلام و اعتقادات بر اساس براهین عقلی نوشته شده اند.

            علاوه بر متکلمان، حکما و فلاسفه اسلامی نیز در مسئله ی عقل و دین اختلاف نظر فراوان داشته اند. شاید اولین بار کندی ( متولد 185 ه.ق ) همزمان با نهضت ترجمه به آموختن فلسفه روی آورده و بعد از آن توافق فلسفه و دین را تایید نموده و معتقد بود که اگر فلسفه علم به حقایق اشیاء است، پس انکار فلسفه مستلزم انکار حقیقت است و در نتیجه مستلزم کفر به حساب می آید.

        کندی به صراحت اعلام داشت که میان دین و فلسفه اختلاف و تعارض وجود نداشته و در صورت بروز تعارض میان آیات قرآن و حقایق فلسفی، راه حل درست تاویل آیات است. بدین ترتیب فلسفه و دین به مثابه دو سرچشمه برای یک حقیقت تلقی می شد. این جریان توسط فارابی و پس از او ابن سینا ادامه یافت، تا اینکه نوبت به غزالی رسید. غزالی به شدت با فلسفه مخالفت ورزیده و آن را مانع رسیدن به حقیقت می دانست و کتاب « تهافت الفلاسفه » را در رد فلسفه نوشت. در مقابل انتقادهای غزالی بر فلسفه، ابن رشد اندلسی به دفاع از فلسفه قیام نمود و کتاب « تهافت التهافت » را در رّد غزالی نوشت ، با تبیین عقلانی عرفان عملی و تدوین عرفات نظری میان عقل و شهود آشتی و ملایمت بر قرار نمود. 44

          به طور کلی می توان مجموع دیدگاه های گروه های مختلف را پیرامون رابطه ی عقل و دین در پنج دسته قرار داد :

       1- در این دسته گروه هایی قرار می گیرند که به اعتبار عقل و وحی قایل بوده اما تاکید دارند، ابتدا باید سراغ وحی و متون دینی رفت بعد سراغ عقل. اشاعره و اهل حدیث در جهان اسلام و ویلیام اُرکام و آنسلم قدیس از غرب در این دسته قرار دارند.

       2- این گروه نیز به اعتبار عقل و وحی قایل می باشند اما عقل را بر وحی مقدم می دانند. معتزله از جهان اسلام و توماس آکویناس از غرب طرفدار و نماینده این دسته به حساب می آیند.

         3- طرفداران این دیدگاه فقط کتاب و سنت را منبع معرفت دینی می دانند و عقل را وسیله استکشاف و ابزار تلقی می کنند. اخباریون، سلفیه و بخشی از متفکران شیعه در این مجموعه جا می‏گیرند. از نظر این سه دسته یاد شده عقل و وحی باهم تعارض ندارند که در جهان اسلام و غرب سابقه داشته و به وضوح نمایانگر می باشد.

         4- طبق این دیدگاه عقل و وحی دو منبع مستقل بوده و در تعارض قرار دارند که باید جانب وحی را مقدم داشت. ایمان گرایی معاصر بر این دیدگاه تاکید می ور زند. کی یرکیگارد و ویتگشتاین را می توان از این دسته حساب کرد.

         5- گرایش دیگر این است که وحی و عقل دو منبع مستقل و معارض می باشند و در صورت تعارض باید عقل را مقدم داشت که روشنگران قرن هیجدهم از طرفداران این دیدگاه می باشند. 45

فصل سوم : دیدگاه های عمده پیرامون عقل و دین

        در اینکه جایگاه عقل در معرفت دینی و نظام اعتقادی در کجا قرار دارد، چند دیدگاه در میان متکلمان مغرب زمین وجود دارد:

         1- عقل گرایی حداکثری: بر اساس این دیدگاه اثبات اعتقادات دینی با ادله عقلی امکان پذیر می باشد باید صدق نظام اعتقادات دینی را اثبات کرد و هر عاقل ذی شعور باید آن را تصدیق کند و قانع شود. طرفداران این دیدگاه بر این باورند که اثبات همگانی و همه جانبه ی نظام اعتقادات دینی ممکن است و شرط لازم برای ایمان آوردن، دست یافتن به این عقل گرایی حداکثری است. از پیشتازان این نظریه توماس آکونیاس (1274 – 1224م ) و کلیفورد (1897 – 1845 م ) و ... می باشند. عقل گرایان حداکثری می گویند ایمان و اعتقاد دینی بدون دلیل کافی و قطعی خطا و گناه است.

       کلیفورد می‏گوید: « اعتقاد به هر چیزی، بر مبنای قراین ناکافی کاری خطا و غلط است. » کسی که یک بار عقیده ای را پذیرفته و آن را از هر گونه شک و پرسش به دور نگه می دارد و طرح پرسش پیرامون ایمان را کفر تلقی می‏کند، زندگی چنین شخصی گناه عظیم در قبال بشر است. تحقیق در باره قراین یک عقیده یک باره انجام نمی پذیرد بنابراین نباید مانع تحقیق شد، زیرا با تحقیق یا میتوان شک را بر مبنای پژوهش های پیشین واقعا بر طرف کرد، یا شک ثابت می‏کند که آن پژوهش ها ثابت نبوده اند. 46

نقد نظریه عقل گرایی حداکثری

          1- فرصت فرا گرفتن علوم عقلی به علت گرفتاری های زندگی برای همگان فراهم نیست که اعتقادات دینی را با استدلال عقلی اثبات کنند. به طور غالب دین داران ، بدون تفکرات دشوار عقلی به نظام اعتقادات دینی ایمان می آورند. از سوی دیگر ممکن نیست یک نظام اعتقادی را آن گونه تبیین عقلانی کنیم که همه عقلا قانع شوند. زیرا می بینیم عقل گرایان حد اکثری قرنها تلاش نموده اند، ولی هیچ نظام اعتقادی تا کنون چنان اثبات نشده که همه‏ی عقلا آن را بپذیرند. ممکن است طرفداران عقلانیت حداکثری بگویند: آن هایی که قانع نشده اند، یا استدلال و براهین را به درستی درک نکرده اند یا پیش داوری هایشان عقل را از قضاوت منصفانه باز داشته و آنان در بد فهمی و نا فهمی باقی مانده اند.

         این پاسخ نیز نادرست است زیرا بد فهمی و نافهمی به مرور زمان از بین می رود و متفکران به لحاظ عقلی می پذیرند. ولی جریان مسئله بر عکس است، اجماع و توافق عام مشکل بوده و براهین عقلی همه را قناعت نمی دهد. 47

         2- نقد دوم این است که گزاره های دین بر دو دسته اند.

         یک دسته گزاره هایی که ناظر به واقع و گوهر دین است مانند اصول اساسی اعتقادی یعنی توحید، نبوت، معاد و ... که از آموزه های بنیادی اند، اگر به خود دین استناد داده شوند مستلزم دور است در این دسته می توانیم عقل گرایی حداکثری را بپذیریم.

      دسته دوم گزاره های ارزشی و اخلاقی که شامل فروع و اجزای نظام اعتقادات دینی می شود ، در این بخش نمی توانیم عقل گرایی حداکثری را بپذیریم، زیرا در این بخش آموزه هایی وجود دارند که عقل در آن ها راه ندارد. بنابراین عقل گرایی حداکثری نمی تواند در صدق همه نظام اعتقادات دینی قابل پذیرش باشد. 48

       2- ایمان گرایی: طبق این دیدگاه ایمان و اعتقادات مستقل از هر گونه استدلال و قرینه عقلی تحقق می پذیرد و موضوع سنجش، ارزیابی و اثبات عقلانی قرار نمی گیرد. اینان ایمان را فوق قدرت عقل و استدلال می دانند، خدا موجودی است دور از دسترس فهم بشر. و جود خدا در مسیح تجلی نموده و از راه مسیح باید او را شناخت. 49

       طرفداران این دیدگاه در غرب، کی یر کیگارد و ویتگنشتاین و پل تیلیش اند که ایمان دینی را بدون معیار های عقلانی و فارغ از هرگونه استدلال قابل قبول و حصول می دانند. استدلال این گروه این است که هر برهان دارای مقدمات و مفروضات خاص است مقدمه مفروض یک برهان را می توان از برهان دیگری نتیجه گرفت و آن ها را اثبات کرد.

        ولی این جریان ادامه می یابد و ما باید در جایی به مفروضات بنیادین برسیم که آن ها را بدون اثبات پذیرفته باشیم. زیرا این امور چنان بنیادین است که هیچ چیز بنیادی تر از آنها وجود ندارد که بتواند آن ها را اثبات کند. پس بنیادی ترین مفروضات در خود نظام اعتقادات دینی یافت می شود. در این صورت ارزیابی ایمان به وسیله معیار های عقلانی و بیرون از دین خطای فاحش خواهد بود. 50

      اینها ایمان را یک نوع جهش تلقی می کنند که فرد مومن باید به درون ایمان « جست » بزند یعنی بدون دلیل و قرینه حاکی از صدق اعتقادات دینی ایمان بیاورد. 51

        نقد عمده بر این دیدگاه این است که ایمان را یک نوع جهش تعبیر کرده: در این صورت با توجه به انواع و مدل های ایمان، بدون بررسی احتمال صدق شقوق مختلف، کسی که در جستجوی ایمان است به درون کدام ایمان جست بزند ؟ بدون شک لازم است که پاره ای از روش های معقول و خرد پسند در اختیار داشته باشیم ، تا بر مبنای آن بتوانیم ، نظام های اعتقادی رقیب را مورد سنجش قرار دهیم. بنابراین نمیتوان از ارزیابی عقلانی نظام اعتقادی اجتناب کرد. زیرا شخص متدین باید بتواند آیین های موهوم را رد نموده و به انتقاد هایی که بر عقاید مورد پسندش می شود پاسخ دهد. 52



43 تاریخ فرق اسلامی ، ج1 ، ص 249 ، و کلام جدید ص 67

44 جلال الدین ، آشتیانی ، شرح مقدمه قیصری ، تهران ، انتشارات امیر کبیر ، سوم ، 1370 ، ص71 ، به نقل از کلام جدید و دکتر علی اصغر ، حلبی  ، تاریخ فلسفه در ایران و جهان اسلامی ، تهران ، اساطیر ، 1373 ، اول ، ص106 ، و 191 و 278

45 مجله نقد و نظر ، شماره 1 و 2 ، سال هفتم ، ص2

46 عقل و اعتقاد دینی ، ص73 ، و محمد ، حسین زاده ، دین شناسی ، ص 20

47 عقل و اعتقاد دینی ، ص 76 الی ص 77 ، و کلام جدید ص 68

48 کلام جدید ، ص 69

49 عقل و اعتقاد دینی ، ص 79

50 عقل و اعتقاد دینی ، 79 و 80

51 همان

52 عقل واعتقاد دینی ، ص 85 و 86   

 


 

3- عقل گرایی انتقادی:

       عقل گرایی انتقادی مدعی است که نظام های اعتقادات دین را باید عقلا مورد ارزیابی و نقد قرار داد و حداکثر توانایی عقلی خود را برای سنجش اعتقادات دینی به کار بندیم، اگر چند اثبات قطعی و نهایی چنین نظام هایی ممکن نیست. طبق این دیدگاه باید بهترین براهین را در تایید یک نظام اعتقادی عرضه نموده و نقد های آن را مورد توجه قرار دهیم، ولی با آن هم به قطعیت آن ها اعتماد نکنیم و خوش بین نباشیم. 53 

       این دیدگاه بر نقش عقل در نقد اعتقادات دینی تاکید زیاد می ور زد و توجیه عقلانی باورهای دینی را نادیده گرفته و حکم قطعیت را از خود سلب می کند. نفی حکم قطعی در اثبات عقاید دینی یک نوع خود کشی بر این دیدگاه است وخود به نسبیت منجر می‏شود. 54

دیدگاه های عمده در جهان اسلام:

         بحث تفصیلی از آراء و افکار تمام فرقه های اسلامی در این مقاله نمی گنجد اما به طور کلی دیدگاه های عمده را در تسنن و تشیع مطرح می کنیم  که هر دیدگاه فرقه های متعددی را تحت پوشش قرار می دهد.

اهل سنت:

     1- نص گرایی افراطی: این گروه منابع معرفت دینی را تنها ظواهر کتاب و سنت می داند و دخالت عقل را در توجیه و اثبات اعتقادات و احکام دینی نفی می کند و نظام اعتقادات دین را از درک عقل و استدلال عقل منزه و برتر می داند. در این گروه می توان مرحئبه، جبریه، خوارج، اهل حدیث حشویه و سلفیه را قرار داد. ابوالحسن اشعری د قرن چهارم هجری نص گرایی افراطی را تعدیل نموده و اعتبار عقل را درپاره مسایل اعتقادی قبل از شرع پذیرفته است.

        این دیدگاه چون به نفع حاکمان سیاسی بوده و عمل کرد آنان را به راحتی توجیه می نمود، مورد حمایت قرار داشت. اما در عصر ابن تیمیه ( 738 – 661 ) ه.ق نص گرایی افراطی به اوج خود رسید و توسط محمد بن عبد الوهاب (1206 – 1115 ) ه.ق ادامه یافت و تا کنون هم وجود دارد. 55

        عقل گرایی افراطی: معتزله یکی از گروه های طرفدار و بنیان گذار این دیدگاه در اهل سنت است که ادعا دارد گزاره ها و اعتقادات دینی با عقل و استدلال قابل درک بوده و عقل بر وحی تقدم دارد. این گروه ظواهر متون دینی را تاویل می کردند. و به حسن و قبح عقلی نیز باور داشتند که اغلب فرقه های اهل سنت قبول ندارند که حسن و قبح عقلی معیار پاداش و کیفر باشد. 56

اهل تشیّع  

       1- ظاهر گرایان : دسته ای از شیعیان به نام اخباریون مخالف دخالت عقل و استدلال عقلی در فهم مسایل و اعتقادات دینی بودند، که هرگونه استدلال، اجتهاد و تفکر عقلانی را در گزاره های دینی نفی می کردند و این ها به دو دسته افراطی و معتدل تقسیم می شوند. البته اخباریون اعتبار عقل را تا اثبات امام می پذیرند وقتی که به امام رسیدیم باید معارف     دینی را از امام بگیریم و بعد از ان نمی شود به استدلال عقلی اعتبار قایل شدند. 57

        2- موازنه گرایی یا عقل گرایی معتدل: اکثر شیعه ها بدون افراط و تفریط در عقل گرایی و ظاهر گرایی راه میانه و صحیح را پیموده عقل و دین را سازگار دانسته و برای استدلال عقلی جایگاه ویژه و مناسب قایل می باشد. طبق این دیدگاه که به موازنه گرایی نیز یاد می شود بخش عظیم معارف و آموزه های دینی در سنجش خرد قرار می گیرند که می توانیم آن ها را مورد پژوهش قرار دهیم و بعد از فهم دقیق آنها ، به دنبال مقدمات و برهان جهت اثبات آن ها میرویم و به نقد ها پاسخ منطقی می دهیم. در این دیدگاه در اصول اعتقادی و مسایل کلامی عقل مقدم بر نقل است. در گزاره های ارزشی نیز عقل همتای نقل است و هر دو در فتوا نقش یکسان دارند و عقل و نقل مکمل یکدیگر به حساب می آیند. از نظر متکلمان شیعی عقل در مقابل دین قرار نمی گیرد، زیرا عقل زیر مجموعه دین و یکی از راه های کشف گزاره ها و احکام دینی است و رسول باطنی معرفی شده همان گونه که شرع رسول بیرونی می باشد. بلکه عقل در برابر نقل مطرح می شود که هر دو از راه های کشف احکام دینی می باشند. 58

        طبق این دیدگاه آن بخش از حقایق دینی که از اندیشه‏ی بشری برتر و بالاتر است باید به آنها ایمان آورد، اما نه ایمان بدون دلیل و چشم بسته، بلکه به کمک براهین اجمالی که ایمان را در دل پدید می آورند. این گرایش یک راه معقول و هماهنگ با واقع است که به عقل و وحی اعتبار می دهد. اما عقل به خاطر محدودیتی که دارد نمی تواند از عرصه ی خود پا فراتر نهد، ولی وحی چون به منبع بی پایان علم الهی اتصال دارد چنین محدودیتی ندارد. پس در عرصه هایی که عقل کاربرد دارد وحی موید آن است و در عرصه هایی که عقل محدودیت دارد وحی کاشف است و راهنمای عقل می شود. این شیوه در کتاب و سنت نیز مؤیداتی دارد که از روش های جدل و استدلال استفاده شده است.

           خلاصه اینکه عقل گرایی معتدل، ایمان گروی و ایمانی را که با عقل قابل حمایت و توجیه نباشد نمی پذیرد و آن را مردود می‏شمارد و بر دیدگاه عقل گرایی حداکثری هم خط بطلان می‏کشد. 59

امیدوارم که با این بررسی کوتاه، پاسخ به آن سه سوال آغازین داده شده باشد.

 

 

 

 



53 همان

54 کلام جدید ، ص70

55 تاریخ فرق اسلامی ، ج1 ، ص249 ، و پایان نامه ، عقل و دین از دیدگاه غزالی و ملاصدرا ، محمد ظاهر اکبری ، مدرسه عالی فقه و معارف اسلامی ، قم ، 1385 ، ص 13. و کلام جدید ص 66

56 همان

57 مدرسی ، طباطبایی ، مقدمه ای بر فقه شیعه ، ترجمه آصف فکرت ، آستان قدس رضوی ، 1368 ، ص39

58 تاریخ فرق اسلامی ، ج2 ، ص 216 و 220، جوادی آملی ، دین شناسی ، ص 131 ، محمد ظاهر اکبری ، پایان نامه ، عقل و دین از دیدگاه غزالی و ملاصدرا ، ص14. جعفر سبحانی، مدخل کلام جدید ، مؤسّسه امام صادق (ع)، قم ، 1383 ، اول، ص 296

59 جعفر سبحانی ، پیشین ، ص 296 ، و محمد ، حسین زاده ، دین شناسی ص 27

 



پایان

نظرشما



نظرشما

نظرشما


نظرشما

نظرشما


نظرشما

نظرشما



نظرشما

 

نظرشما


نظرشما

نظرشما



نظرشما

 

نظرشما

نظرشما

 

نظرشما

 

 

نظرشما

بشنهادات نظرییات شمادر باره این مقاله

 

 

 

 

 

 

 

 

 
3 4
c2   c1
 
شبکه دوست یابی ، آشنایی ، همسریابی ، همکاریابی
وغیره . همین حالا ثبت نام کنید دوست مورد علاقه
خودرا ملاقات کنید

Afghanistan friendship network
 

 

 
لنکستان سایت افغانستان قمت عرضهای جهان خاطرات و تجربه  شما درباره بامیان و بند امیر ورزش و المپک 2008 آدرس سفارت های افغانستان نمایش تلویزیونهای جهان
مقاله های علمی واسلامی   دروطن چه میگزرد   افغانهای آواره ازوطن   قانون پناهندگی دریونان   مجتمع فرهنگی نور درآتن   نقشه جهان و افغانستان   مسجد افغانهادر یونان
                         
                       
 
   

check web page

 

Copyright © 2007-2008 by Afghan Refugee in Greece